دسته: حافظ
-
هر که شد محرم دل در حرم يار بماند
غزل ۱۷۸ هر که شد محرم دل در حرم يار بماند وان که اين کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عيب مکن شکر ايزد که نه در پرده پندار بماند صوفيان واستدند از گرو می همه رخت دلق ما بود که در خانه خمار بماند …
-
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
غزل ۱۷۷ نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آينه سازد سکندری داند نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست کلاه داری و آيين سروری داند تو بندگی چو گدايان به شرط مزد مکن که دوست خود روش بنده پروری داند غلام همت آن رند…
-
سحرم دولت بيدار به بالين آمد
غزل ۱۷۶ سحرم دولت بيدار به بالين آمد گفت برخيز که آن خسرو شيرين آمد قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام تا ببينی که نگارت به چه آيين آمد مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای که ز صحرای ختن آهوی مشکين آمد گريه آبی به رخ سوختگان بازآورد ناله فريادرس…