دسته: اپلیکیشن نینوایان
-
۲۴. وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
غزل 24 وقتی دل سودایی میرفت به بستانها بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحانها گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل با یاد تو افتادم از یاد برفت آنها ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها وی شور تو در سرها وی سر تو در جانها …
-
۵۰۵. پیشتر آ روی تو جز نور نیست
شماره 505 پیشتر آ روی تو جز نور نیست کیست که از عشق تو مخمور نیست نی غلطم در طلب جان جان پیش میا پس به مرو دور نیست طلعت خورشید کجا برنتافت ماه بر کیست که مشهور نیست پرده اندیشه جز اندیشه نیست ترک کن اندیشه که مستور نیست ای…
-
۲۳. رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما
غزل 23 رفتیم اگر ملول شدی از نشست ما فرمای خدمتی که برآید ز دست ما برخاستیم و نقش تو در نفس ما چنانک هر جا که هست بی تو نباشد نشست ما با چون خودی درافکن اگر پنجه میکنی ما خود شکستهایم چه باشد شکست ما جرمی نکردهام که عقوبت…