دسته: شعرا
-
معاشران گره از زلف يار باز کنيد
غزل ۲۴۴ معاشران گره از زلف يار باز کنيد شبی خوش است بدين قصهاش دراز کنيد حضور خلوت انس است و دوستان جمعند و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد رباب و چنگ به بانگ بلند میگويند که گوش هوش به پيغام اهل راز کنيد به جان دوست که غم…
-
بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنيد
غزل ۲۴۳ بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنيد از يار آشنا سخن آشنا شنيد ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد خوش میکنم به باده مشکين مشام جان کز دلق پوش صومعه بوی ريا شنيد سر خدا که عارف…
-
بيا که رايت منصور پادشاه رسيد
غزل ۲۴۲ بيا که رايت منصور پادشاه رسيد نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسيد ز قاطعان طريق اين…