دسته: شعرا
-
۱۷۹. کیست آن ماه منور که چنین میگذرد
غزل 179 کیست آن ماه منور که چنین میگذرد تشنه جان میدهد و ماء معین میگذرد سرو اگر نیز تحول کند از جای به جای نتوان گفت که زیباتر از این میگذرد حور عین میگذرد در نظر سوختگان یا مه چارده یا لعبت چین میگذرد کام از او کس نگرفتست مگر باد…
-
۱۷۸. کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد
غزل 178 کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد وان چه تیرست که در جوشن جان میگذرد آن نه شخصی که جهانیست پر از لطف و کمال عمر ضایع مکن ای دل که جهان میگذرد آشکارا نپسندد دگر آن روی چو ماه گر بداند که چه بر خلق نهان میگذرد …
-
۱۷۷. هر گه که بر من آن بت عیار بگذرد
غزل 177 هر گه که بر من آن بت عیار بگذرد صد کاروان عالم اسرار بگذرد مست شراب و خواب و جوانی و شاهدی هر لحظه پیش مردم هشیار بگذرد هر گه که بگذرد بکشد دوستان خویش وین دوست منتظر که دگربار بگذرد گفتم به گوشهای بنشینم چو عاقلان دیوانهام کند چو…