دسته: شعرا
-
۳۵۰. من ایستادهام اینک به خدمتت مشغول
غزل 350 من ایستادهام اینک به خدمتت مشغول مرا از آن چه که خدمت قبول یا نه قبول نه دست با تو درآویختن نه پای گریز نه احتمال فراق و نه اختیار وصول کمند عشق نه بس بود زلف مفتولت که روی نیز بکردی ز دوستان مفتول من آنم ار تو نه…
-
۳۴۹. بیدل گمان مبر که نصیحت کند قبول
غزل 349 بیدل گمان مبر که نصیحت کند قبول من گوش استماع ندارم لمن یقول تا عقل داشتم نگرفتم طریق عشق جایی دلم برفت که حیران شود عقول آخر نه دل به دل رود انصاف من بده چون است من به وصل تو مشتاق و تو ملول یک دم نمیرود که نه…
-
۳۴۸. چشم خدا بر تو ای بدیع شمایل
غزل 348 چشم خدا بر تو ای بدیع شمایل یار من و شمع جمع و شاه قبایل جلوه کنان میروی و باز میآیی سرو ندیدم بدین صفت متمایل هر صفتی را دلیل معرفتی هست روی تو بر قدرت خدای دلایل قصه لیلی مخوان و غصه مجنون عهد تو منسوخ کرد ذکر اوایل…