دسته: شعرا
-
۱۱۱. مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
غزل 111 مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس که به هر حلقه موییت گرفتاری هست گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی…
-
۵۶۷. نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد
شماره 567 نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد نشانی ده اگر یابیم وان اقبال ما باشد تو خورشید جهان باشی ز چشم ما نهان باشی تو خود این را روا داری وانگه این روا باشد نگفتی من وفادارم وفا را من خریدارم ببین در رنگ رخسارم بیندیش این وفا باشد …
-
۵۶۶. بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد
شماره 566 بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد دو چشم او به جادویی دو چشم چرخ بردوزد شما دلها نگه دارید مسلمانان که من باری چنان آمیختم با او که دل با من نیامیزد نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادم چو میوه زاید از شاخی…