دسته: شعرا
-
۱۱۷. ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
غزل 117 ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست خلق را بیدار باید بود از آب چشم من وین عجب کان وقت میگریم که کس بیدار نیست نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد قصه دل مینویسد حاجت گفتار نیست بیدلان…
-
۱۱۶. گر صبر دل از تو هست و گر نیست
غزل 116 گر صبر دل از تو هست و گر نیست هم صبر که چاره دگر نیست ای خواجه به کوی دلستانان زنهار مرو که ره به در نیست دانند جهانیان که در عشق اندیشه عقل معتبر نیست گویند به جانبی دگر رو وز جانب او عزیزتر نیست گرد همه…
-
۱۱۵. کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست
غزل 115 کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست یا نظر با تو ندارد مگرش ناظر نیست نه حلالست که دیدار تو بیند هر کس که حرامست بر آن کش نظری طاهر نیست همه کس را مگر این ذوق نباشد که مرا کان چه من مینگرم بر دگری ظاهر نیست…