دسته: پروین اعتصامی
-
برف و بوستان
برف و بوستان به ماه دی، گلستان گفت با برف که ما را چند حیران میگذاری بسی باریدهای بر گلشن و راغ چه خواهد بود گر زین پس نباری بسی گلبن، کفن پوشید از تو بسی کردی بخوبان سوگواری شکستی هر چه را، دیگر نپیوست زدی هر زخم، گشت آن زخم کاری هزاران غنچه نشکفته…
-
بلبل و مور
بلبل و مور بلبلی از جلوهٔ گل بی قرار گشت طربناک بفصل بهار در چمن آمد غزلی نغز خواند رقص کنان بال و پری برفشاند بیخود از این سوی بدانسو پرید تا که بشاخ گل سرخ آرمید پهلوی جانان چو بیفکند رخت مورچهای دید بپای درخت با همه هیچی، همه تدبیر و کار با همه…
-
خانه شکسته
خانه شکسته بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد بشکست بامکی و فرو ریخت بر سری لرزید پیکری و تبه گشت فرصتی افتاد مرغکی وز خون سرخ شد پری از ظلم رهزنی، ز رهی ماند رهروی از دستبرد حادثهای، بسته شد دری از هم گسست رشتهٔ عهد و مودتی نابود گشت نام و نشانی ز…