دسته: غزل
-
۵۹۱. چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید
شماره 591 چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید مگر آن یار گل رخسار از آن گلزار میآید شبی یا پرده عودی و یا مشک عبرسودی و یا یوسف بدین زودی از آن بازار میآید چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست این مگر آن یار خلوت…
-
۵۹۰. سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
شماره 590 سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود چو جان بهر نظر باشد روان بینظر چه بود نظر در روی شه باید چو آن نبود چه را شاید سفر از خویشتن باید چو با خویشی سفر چه بود مرا پرسید صفرایی که گر مرد شکرخایی کمر بندم چو…
-
۵۸۹. شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد
شماره 589 شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد ز رعد آسمان بشنو تو آواز دهل یعنی عروسی دارد این عالم که بستان پرجهیز آمد بیا و بزم سلطان بین ز جرعه خاک خندان بین که یاغی رفت و از نصرت نسیم مشک…