دسته: قصیده
-
قصیده شماره ۳۱
قصیده شماره 31 جداگانه سوزم ز هر اختری مگر هست هر اختری، اخگری یکی سنگ سختم که بگشاد چرخ ز چشم من آبی ز دل آذری همه کار بازیچه گشته است از آنک سپهر است مانند بازیگری گهی عارضی سازد از سوسنی گهی دیدهای سازد از عبهری گهی زیر…