دسته: سعدی
-
۵۶
پنجاه و ششم معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علماء ناخوبتر که علم سلاح جنگ شیطانست و خداوند سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد. عام نادان پریشان روزگار به ز دانشمند ناپرهیزگار کان به نابینایی از راه اوفتاد وین دو چشمش بود و در چاه اوفتاد
-
۵۷
حکایت پنجاه و هفتم جان در حمایت یک دم است و دنیا وجودی میان دو عدم. دین به دنیا فروشان خرند یوسف بفروشند تا چه خرند؟ الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لاتعبدوا الشیطان
-
۵۸
حکایت پنجاه و هشتم شیطان با مخلصان بر نمیآید و سلطان با مفلسان وامش مده آنکه بی نمازست گر چه دهنش زفاقه بازست کو فرض خدا نمیگزارد از قرض تو نیز غم ندارد