دسته: گلستان
-
۸۵
حکایت شماره هشتاد و پنجم اگر تيغ قهر برکشد، نبي و ولي سر درکشد. وگر غمزه لطف بجنباند بدان را بنيکان در رساند گر به محشر خطاب قهر کند انبيا را چه جاي معذرتست پرده از روي لطف گو بردار کاشقيا را اميد مغفرتست
-
۸۶
حکایت هشتاد و ششم هر که به تأدیب دنیا راه صواب نگیرد، به تعذیب عُقبی گرفتار آید. وَلَنُذِيقَنَّهُم مِّنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَىٰ دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ*. گر به محشر خطاب قهر کند انبیا را چه جای معذرت است
-
۸۷
حکایت هشتاد و هفتم شب تاریک دوستان خدای میبتابد چو روز رخشنده از تو بکه نالم که دگر داور نیست وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست