دسته: باب دوم در احسان
-
حکایت زورآزمای تنگدست
حکایت زورآزمای تنگدست یکی مشت زن بخت روزی نداشت نه اسباب شامش مهیا نه چاشت ز جور شکم گل کشیدی به پشت که روزی محال است خوردن به مشت مدام از پریشانی روزگار دلش پر ز حسرت، تنش سوکوار گهش جنگ با عالم خیرهکش گه از بخت شوریده، رویش ترش گه از دیدن عیش شیرین…
-
گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده
گفتار اندر تقویت مردان کار آزموده به پیکار دشمن دلیران فرست هزبران به آورد شیران فرست به رای جهاندیدگان کار کن که صید آزمودهست گرگ کهن مترس از جوانان شمشیر زن حذر کن ز پیران بسیار فن جوانان پیل افگن شیر گیر ندانند دستان روباه پیر خردمند باشد جهاندیده مرد که بسیار گرم آزمودهست و…
-
گفتار اندر نواخت لشکریان در حالت امن
گفتار اندر نواخت لشکریان در حالت امن دلاور که باری تهور نمود بباید به مقدارش اندر فزود که بار دگر دل نهد بر هلاک ندارد ز پیکار یأجوج باک سپاهی در آسودگی خوش بدار که در حالت سختی آید به کار کنون دست مردان جنگی ببوس نه آنگه که دشمن فرو کوفت کوس سپاهی که…