دسته: رهی معیری
-
سراپا آتشم
سراپا آتشم تا قیامت می دهد گرمی به دنیا آتشم آفتاب روشنم نسبت مکن با آتشم شعله خیزد از دل بحر خروشان جای موج گر بگیرد یک نفس در هفت دریا آتشم چیست عالم آتشی با آب و خاک آمیخته من نه از خاکم نه از آبم که تنها آتشم شمع لرزان وجودم را…
-
رشته هوس
رشته هوس سیاهکاری ما کم نشد ز موی سپید به ترک خواب نگفتیم و صبحدم خندید ز تیغ بازی گردون هواپرستان را نفس برید ولی رشته هوس نبرید چو مفلسی که به دنبال کیمیا گردد جهان بگشتم و آزادهای نگشت پدید اگر نمی طلبی رنج نا امیدی را ز دوستان و عزیزان مدار چشم…