دسته: غزل
-
آتش جاوید
آتش جاوید ستاره شعلهای از جان دردمند من است سپهر آیتی از همت بلند من است به چشم اهل نظر صبح روشنم زآن روی که تازهرویی عالم ز نوشخند من است چگونه راز دلم همچو نی نهان ماند؟ که داغ عشق تو پیدا ز بند بند من است در آتش از دل آزادهام ولی غم…
-
نغمه حسرت
نغمه حسرت یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم گرد آن شمع طرب میسوختم پروانهوار پای آن سرو روان اشک روانی داشتم آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم چون سرشک از شوق بودم خاکبوس درگهی چون غبار از…
-
ماجرای نیم شب
ماجرای نیم شب یافتم روشندلی از گریه های نیمشب خاطری چون صبح دارم از صفای نیمشب شاهد معنی که دل سر گشته از سودای اوست جلوه بر من کرد در خلوت سرای نیمشب در دل شب دامن دولت به دست آمد مرا گنج گوهر یافتم از گریه های نیمشب دیگرم الفت به خورشید جهان افروز…