دسته: حافظ
-
يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست
غزل ۶۷ يا رب اين شمع دل افروز ز کاشانه کيست جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه برانداز دل و دين من است تا در آغوش که میخسبد و همخانه کيست باده لعل لبش کز لب من دور مباد راح روح که و پيمان ده پيمانه کيست دولت…
-
بنال بلبل اگر با منت سر ياريست
غزل ۶۶ بنال بلبل اگر با منت سر ياريست که ما دو عاشق زاريم و کار ما زاريست در آن زمين که نسيمی وزد ز طره دوست چه جای دم زدن نافههای تاتاريست بيار باده که رنگين کنيم جامه زرق که مست جام غروريم و نام هشياريست خيال زلف تو پختن…
-
خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست
غزل ۶۵ خوشتر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست ساقی کجاست گو سبب انتظار چيست هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار کس را وقوف نيست که انجام کار چيست پيوند عمر بسته به موييست هوش دار غمخوار خويش باش غم روزگار چيست معنی آب زندگی و…