حکایت نود و یکم

 

هر که بر زیر دستان نبخشاید به جور زبر دستان گرفتارآید

نه هر بازو که در وی قوتی هست
به مردی عاجزان را بشکند دست

ضعیفان را مکن بر دل گزندی
که درمانی به جور زورمندی


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *