8

‫میراَژدَر آن زمان که زند بانگِ دلنشین
‫حیدربابا ، میراژدر سَسلننده

شور افکند به دهکده ، هنگامه در زمین
کَند ایچینه سسدن – کوْیدن دوْشنده

‫از بهر سازِ رستمِ عاشق بیا ببین
‫عاشیق رستم سازین دیللندیرنده

‫بى اختیار سوى نواها دویدنم
‫یادوندادى نه هؤلَسَک قاچاردیم

چون مرغ پرگشاده بدانجا رسیدنم
‫قوشلار تکین قاناد آچیب اوچاردیم


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *