حکایت هفتم

 

رحم آوردن بر بدان ستمست بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جورست بر درویشان

 

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

به دولت تو گنه می‌کند به انبازی

 

معشوق هزار دوست را دل ندهی

ور می‌دهی آن دل به جدایی بنهی


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *