حکایت شماره شصت و سه

 

ای طالب روزی بنشین که بخوری و ای مطلوب اجل مرو که جان نبری

جهد رزق ارکنی وگر نکنی
برساند خدای عزوجل

ور روی در دهان شیر و پلنگ
نخورندت مگر به روز اجل


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *