۲۳۷. یار باید که هر چه یار کند

غزل 237

یار باید که هر چه یار کند

بر مراد خود اختیار کند

 

زینهار از کسی که در غم دوست

پیش بیگانه زینهار کند

 

بار یاران بکش که دامن گل

آن برد کاحتمال خار کند

 

خانه عشق در خراباتست

نیکنامی در او چه کار کند

 

شهربند هوای نفس مباش

سگ شهر استخوان شکار کند

 

هر شبی یار شاهدی بودن

روز هشیاریت خمار کند

 

قاضی شهر عاشقان باید

که به یک شاهد اختصار کند

 

سر سعدی سرای سلطانست

نادر آن جا کسی گذار کند


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *