۷۲

‫من هم به چون تو کوه بر افکنده ام نَفَس
‫من سنون تک داغا سالدیم نَفَسى

‫فریاد من ببر به فلک ، دادِ من برس
‫سنده قئیتر ، گوْیلره سال بو سَسى

‫بر جُغد هم مباد چنین تنگ این قفس
‫بایقوشوندا دار اوْلماسین قفسى

‫در دام مانده شیرى و فریاد مى کند
‫بوردا بیر شئر داردا قالیب ، باغیریر

‫دادى طَلب ز مردمِ بیداد مى کند
‫مروّت سیز انسانلارى چاغیریر


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *