۱۰

‫حیدربابا ، قُورى گؤل و پروازِ غازها
‫حیدربابا ، قورى گؤلوْن قازلارى

‫در سینه ات به گردنه ها سوزِ سازها
‫گدیکلرین سازاخ چالان سازلارى

‫پاییزِ تو ، بهارِ تو ، در دشتِ نازها
‫کَت کؤشنین پاییزلارى ، یازلارى

‫چون پرده اى به چشمِ دلم نقش بسته است
‫بیر سینما پرده سى دیر گؤزوْمده

‫وین شهریارِ تُست که تنها نشسته است
‫تک اوْتوروب ، سئیر ائده رم اؤزوْمده


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *