حکایت سعدی درباره همسایه بد و ارزش خانه | اپلیکیشن نینوایان

 

در عقدِ بَیْع سرایی مُتَرَدِّد بودم. جهودی گفت: آخر من از کدخدایانِ این محلّتم؛ وصفِ این خانه چنان که هست از من پرس. بخر که هیچ عیبی ندارد. گفتم: به جز آن که تو همسایهٔ منی!
خانه‌ای را که چون تو همسایه است
ده درم سیمِ بد عیار ارزد

لکن امّیدوار باید بود
که پس از مرگِ تو هزار ارزد


بازنویسی حکایت سعدی (همسایه ناخواسته) به زبان ساده و امروزی

 

سعدی در این حکایت طنزآمیز و پرمعنا، داستانی را روایت می‌کند که در آن قصد خرید خانه‌ای را داشته، اما در تصمیم خود تردید داشته است. در همین هنگام، یک یهودی (که در آن زمان نماد فردی غیرهم‌کیش و ناخوشایند برای برخی بود) خود را از معتمدان و کدخدایان محله معرفی می‌کند و از سعدی می‌خواهد که وصف واقعی خانه را از او بپرسد و مطمئن باشد که خانه هیچ عیبی ندارد.

سعدی با هوشمندی و طنزی ظریف پاسخ می‌دهد که عیب بزرگ خانه، همین همسایگی اوست! یعنی هر قدر هم خانه بی‌نقص باشد، وجود چنین همسایه‌ای تمام ارزش آن را از بین می‌برد. او سپس با بیانی کنایه‌آمیز می‌گوید که امیدوار است پس از مرگ آن همسایه، خانه ارزش واقعی خود را پیدا کند.

این حکایت به زیبایی نشان می‌دهد که گاهی ارزش یک مکان، به ویژگی‌های ظاهری آن نیست، بلکه به اطرافیان و همسایگان آن بستگی دارد. یک همسایهٔ بد، می‌تواند بزرگ‌ترین عیب یک خانه باشد.

نتیجه اخلاقی حکایت:

– همسایهٔ بد، بزرگ‌ترین عیب یک خانه است.
– ارزش چیزها فقط به ویژگی‌های ظاهری آنها نیست؛ اطرافیان و همسایگان نیز اهمیت دارند.
– سعدی با طنزی ظریف، اهمیت انتخاب همسایه و محیط زندگی را یادآوری می‌کند.
– گاهی یک فرد ناخوشایند، می‌تواند ارزش بهترین امکانات را از بین ببرد.
– در انتخاب مسکن، باید به همسایگان و محیط اجتماعی آن نیز توجه کرد.


💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *