۷۴

‫دُرنا ز آسمان گذرد وقت شامگاه
‫حیدربابا . گئجه دورنا گئچنده

‫کوْراوْغلى در سیاهى شب مى کند نگاه
‫کوْراوْغلونون گؤزى قارا سئچنده

‫قیرآتِ او به زین شده و چشم او به راه
‫قیر آتینى مینیب ، کسیب ، بیچنده

‫من غرق آرزویم و آبم نمى برد
‫منده بوردان تئز مطلبه چاتمارام

‫ایوَز تا نیاید خوابم نمى برد
‫ایوز گلیب ، چاتمیونجان یاتمارام


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *