۵۵

‫میر مصطفى و قامت و قدّ کشیده اش
‫میر مصطفا دایى ، اوجا بوْى بابا

‫آن ریش و هیکل چو تولستوى رسیده اش
‫هیکللى ،ساققاللى ، توْلستوْى بابا

شکّر زلب بریزد و شادى ز دیده اش
‫ائیلردى یاس مجلسینى توْى بابا

‫او آبرو عزّت آن خشگناب بود
‫خشگنابین آبروسى ، اَردَمى

‫در مسجد و مجالس ما آفتاب بود
‫مسجدلرین ، مجلسلرین گؤرکَمى


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *