۴۵

حیدربابا ، درخت تو شد سبز و سربلند
‫حیدربابا ، آغاجلارون اوجالدى

لیک آن همه جوانِ تو شد پیر و دردمند
‫آمما حئییف ، جوانلارون قوْجالدى

گشتند برّه هاى فربه تو لاغر و نژند
‫توْخلیلارون آریخلییب ، آجالدى

‫خورشید رفت و سایه بگسترد در جهان
‫کؤلگه دؤندى ، گوْن باتدى ، قاش قَرَلدى

چشمانِ گرگها بدرخشید آن زمان
‫قوردون گؤزى قارانلیقدا بَرَلدى


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *