۴۱

‫دندانِ خشم عمّه خدیجه به هم فشرد
‫خجّه سلطان عمّه دیشین قیساردى

کِز کرد مُلاباقر و در جاى خود فُسرد
‫ملا باقر عم اوغلى تئز میساردى

‫روشن تنور و ، دود جهان را به کام بُرد
‫تندیر یانیب ، توْسسى ائوى باساردى

‫قورى به روى سیخ تنور آمده به جوش
‫چایدانیمیز ارسین اوْسته قایناردى

‫در توى ساج ، گندم بوداده در خروش
‫قوْورقامیز ساج ایچینده اوْیناردى


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *