۳۴

‫وقتِ غروب و آمدنِ گلّة دَواب
‫آخشام باشى ناخیرینان گلنده

در بندِ ماست کُرّة خرها به پیچ و تاب
‫قوْدوخلارى چکیب ، وورادیق بنده

گلّه رسیده در ده و رفته است آفتاب
‫ناخیر گئچیب ، گئدیب ، یئتنده کنده

‫بر پشتِ کرّه ، کرّه سوارانِ دِه نگر
‫حیوانلارى چیلپاق مینیب ، قوْواردیق

‫جز گریه چیست حاصل این کار ؟ بِهْ نگر
‫سؤز چیخسایدى ، سینه گریب ، سوْواردیق


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *