۲۱


‫
آن لقمه هاى نوشِ عسل پیشِ عمّه جان
‫
عمّه جانین بال بلله سین ییه ردیم

 


‫
خوردن همان و جامه به تن کردنم همان
‫
سوْننان دوروب ، اوْس دوْنومى گییه ردیم

 


‫
در باغ رفته شعرِ مَتل خواندن آنچنان !
‫
باخچالاردا تیرینگَنى دییه ردیم

 


‫
آن روزهاى نازِ خودم را کشیدنم !
‫
آى اؤزومى اوْ ازدیرن گوْنلریم !

 


چو بى سوار گشته به هر سو دویدنم ! 
‫
آغاج مینیپ ، آت گزدیرن گوْنلریم !


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *