۱۸

‫وقتِ درو ، به سنبله چین داسها نگر
‫بیچین اوْستى ، سونبول بیچن اوْراخلار

‫گویى به زلف شانه زند شانه ها مگر
‫ایله بیل کى ، زوْلفى دارار داراخلار

در کشتزار از پىِ مرغان ، شکارگر
‫شکارچیلار بیلدیرچینى سوْراخلار

‫دوغ است و نان خشک ، غذاى دروگران
‫بیچین چیلر آیرانلارین ایچللر

‫خوابى سبک ، دوباره همان کارِ بى کران
‫بیرهوشلانیب ، سوْننان دوروب ، بیچللر


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *