۱۶

‫حیدربابا ، ز صخره و سنگت به کوهسار
‫حیدر بابا ، داغین ، داشین ، سره سى

کبکت به نغمه ، وز پیِ او جوجه رهسپار
‫کهلیک اوْخور ، دالیسیندا فره سى

از برّة سفید و سیه ، گله بى شمار
‫قوزولارین آغى ، بوْزى ، قره سى

‫اى کاش گام مى زدم آن کوه و درّه را
‫بیر گئدیدیم داغ-دره لر اوزونى

‫مى خواندم آن ترانة » چوپان و برّه « را
‫اوْخویئدیم : » چوْبان ، قیتر قوزونى «


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *