
پس از تأمل و اندیشه، این کار را شایستهتر دیدم که در گوشهٔ عزلت بنشینم و دامن همنشینی را جمع کنم (یعنی از مردم کناره بگیرم) و دفتر سخنان پریشان را بشویم و از این پس، سخن پریشان نگویم. زبان بریده و در گوشهای نشسته و کر و لال (ساکت) بودن، بهتر از کسی است که زبانش در اختیار خودش نباشد (یعنی هر چه به زبانش آید، بیاندیشه بگوید).
بازنویسی حکایت سعدی (عزلت و خاموشی) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت که از زبان خودش بیان میشود، به ما میگوید که پس از اندیشهای عمیق، به این نتیجه رسیده است که بهتر است از میان مردم کناره بگیرد و عزلت را برگزیند. او تصمیم میگیرد دامن همنشینی را جمع کند، یعنی از معاشرت با مردم دست بکشد و دفتر سخنان پریشان و بیمحتوا را یکسره کنار بگذارد و از این پس، سخن بیمعنی و بیفایده نگوید.
سعدی میگوید که کر و لال بودن و در گوشهای نشستن و چیزی نگفتن، بهتر از کسی است که زبانش را کنترل نمیکند و هر چه به ذهنش میرسد، بیمحابا بر زبان میآورد. انسان عاقل، زبانی را که در اختیار خودش نباشد، به آتش کشیدن بهتر میداند.
او به این نتیجه رسیده که بسیاری از گرفتاریها و آفات زندگی، از سخنان بیاندیشه و پریشان سرچشمه میگیرد. پس بهترین راه، یا سکوت است یا سخن سنجیده و حسابشده.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– سکوت، بهتر از سخن پریشان و بیمحتواست.
– انسان عاقل، زبان خود را کنترل میکند و هر سخنی را بر زبان نمیآورد.
– عزلت و کنارهگیری از مردم، گاهی برای سلامت روح و اخلاق لازم است.
– بسیاری از مشکلات، ناشی از سخنان نسنجیده و بیاندیشه است.
– اگر نمیتوانی سخن مفید بگویی، لااقل سکوت کن که سکوت نشانهٔ خرد است.
– انسان باید بر زبان خود مسلط باشد و اجازه ندهد هر چه در دل دارد، بر زبان جاری شود.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید