
اوّل كسی كه عَلَم بر جامه كرد و انگشتری در دست، جمشید بود.
گفتندش: چرا به چپ دادی و فضیلت راست راست؟
گفت: راست را زینت راستی تمام است.
فریدون گفت نقّاشان چین را
كه پیرامون خرگاهش بدوزند:
بدان را نیک دار ای مرد هشیار
كه نیكان خود بزرگ و نیکروزند
بازنویسی حکایت سعدی (جمشید و انگشتری) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت، به دو نکتهٔ عمیق دربارهٔ کرامت و بزرگواری اشاره میکند:
نخست اینکه جمشید، پادشاه اسطورهای ایران، اولین کسی بود که انگشتری به دست کرد و بر جامه نشان دوخت. اما وقتی از او پرسیدند چرا انگشتری را در دست چپ کرد، نه راست که برتر است، پاسخ داد که دست راست خودش زینت راستی و درستی است و نیازی به زینت ظاهری ندارد. یعنی کسی که خود اهل راستی است، به زیورهای ظاهری نیازی ندارد.
دوم اینکه فریدون، پادشاه دیگر، به نقاشان چینی سفارش میکند که تزیینات و نیکی را برای بدان انجام دهند، چون نیکان خودشان بزرگ و خوشبخت هستند و نیکی را به آنان کردن، تکریمِ از پیش موجود است؛ اما بدان با نیکی کردن، ممکن است به راه راست بیایند.
این حکایت، دعوتی است به بزرگواری و نیکی کردن به همه، به ویژه کسانی که نیازمند هدایت و محبت هستند.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– کرامت انسانی، به زیورهای ظاهری نیست، به راستی و درستی باطن است.
– نیکان، خود اهل نیکیاند و نیازی به تکریم اضافی ندارند.
– نیکی را باید به همه، حتی بدان، هدیه کرد تا شاید راه درست را بیابند.
– نشانهٔ بزرگی، فروتنی و نیکی به همهٔ مردم است، نه فقط به خواص.
– ظاهرپسندی، نشانهٔ کممایگی است؛ انسانهای بزرگ، به زینتهای ظاهری نیاز ندارند.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید