
جان در حمایت یک دم است و دنیا وجودی میان دو عدم.
دین به دنیا فروشان خرند، یوسف بفروشند تا چه خرند؟!
اَلَم اَعهَد اِلَیکُم یا بَنی آدَمَ اَن لاتَعبُدوا الشَّیطانَ؟
به قول دشمن پیمان دوست بشکستی
ببین که از که بریدی و با که پیوستی
بازنویسی حکایت سعدی (دنیا و آخرت) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت، به یکی از مهمترین مفاهیم زندگی یعنی ارزش والای ایمان و آخرت در برابر دنیای فانی اشاره میکند. او میگوید که زندگی انسان، بسیار کوتاه و وابسته به یک دم (نفس) است و دنیا نیز چیزی نیست جز فاصلهای میان دو نیستی: یکی پیش از تولد و دیگری پس از مرگ. پس چرا انسان باید این وجود کوتاه و ناپایدار را به قیمت از دست دادن سعادت ابدی بخرد؟
او سپس کسانی را که دین خود را به دنیا میفروشند، به تاجری تشبیه میکند که یوسف (پیامبری عزیز و ارزشمند) را میفروشد تا کالای ناچیزی به دست آورد. این مثل، به شدت نشان میدهد که انسان عاقل، هرگز ایمان و آخرت خود را به متاع ناچیز دنیا نمیفروشد.
سعدی سپس با اشاره به پیمان خداوند با فرزندان آدم که از شیطان پیروی نکنند، از انسان میپرسد که چرا با پیروی از دشمن (شیطان)، پیمان دوست (خدا) را میشکنی؟ و در پایان، سوالی بیدارکننده مطرح میکند: بنگر که از چه کسی بریدی (خدا) و به چه کسی پیوستی (شیطان و دنیا)؟
نتیجه اخلاقی حکایت:
– دنیا، وجودی ناپایدار بین دو نیستی است و ارزشی در برابر آخرت ندارد.
– انسان نباید ایمان و دین خود را به متاع ناچیز دنیا بفروشد.
– پیروی از شیطان، شکستن پیمان با خداست.
– انسان عاقل، باید پیوند خود با خدا را حفظ کند و از دشمنان دوری کند.
– زندگی کوتاه و دنیا فانی است، پس نباید آن را به قیمت از دست دادن سعادت ابدی خرید.
– هر انسان باید بیندیشد که به چه کسی روی آورده و از چه کسی روی گردانده است.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید