متن حکایت

 

اول کسی که علم بر جامه کرد و انگشتري در دست جمشيد بود گفتندش چرا همه زينت بچپ دادي و فضيلت راست راست گفت راست را زينت راستی تمامست

 

فريدون گفت نقاشان چين را

که پيرامون خرگاهش بدوزند

 

بدان را نيک دار اي مرد هشيار

که نيکان خود بزرگ و نيکروزند


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *