۶۶

گر کاروان گذر کند از برفِ پشت کوه
‫حیدربابا ، قارلى داغلار آشاندا

‫شب راه گم کند به سرازیرى ، آن گروه
‫گئجه کروان یوْلون آزیب ، چاشاندا

‫باشم به هر کجاى ، ز ایرانِ پُرشُکوه
‫من هارداسام ، تهراندا یا کاشاندا

‫چشمم بیابد اینکه کجا هست کاروان
‫اوزاقلاردان گؤزوم سئچر اوْنلارى

‫آید خیال و سبقت گیرد در آن میان
‫خیال گلیب ، آشیب ، گئچر اوْنلارى


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *