۳۶

‫بر اهل ده شبانِ زمستان بهانه اى است
‫قیش گئجه سى طؤله لرین اوْتاغى

‫وان کلبة طویله خودش گرمخانه اى است
‫کتلیلرین اوْتوراغى ، یاتاغى

‫در رقصِ شعله ، گرم شدن خود فسانه اى است
‫بوخاریدا یانار اوْتون یاناغى

‫سِنجد میان شبچره با مغز گردکان
‫شبچره سى ، گیردکانى ، ایده سى

‫صحبت چو گرم شد برود تا به آسمان
‫کنده باسار گوْلوْب – دانیشماق سسى


دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *