
هر که در زندگانی نانش نخورند، چون بمیرد نامش نبرند.
لذت انگور بیوه داند نه خداوند میوه.
یوسف صدیق علیه السلام در خشکسال مصر سیر نخوردی تا گرسنگان فراموش نکند.
آن که در راحت و تنعم زیست
او چه داند که حال گرسنه چیست
حال درماندگان کسی داند
که به احوال خویش در ماند
ای که بر مرکب تازنده سواری هش دار
که خر خارکش مسکین در آب و گل است
آتش از خانهٔ همسایهٔ درویش مخواه
کآنچه بر روزن او میگذرد دود دل است
بازنویسی حکایت سعدی (همدردی با درماندگان) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت، به یکی از مهمترین اصول اخلاقی و انسانی یعنی همدردی با درماندگان و فقرا اشاره میکند. او با مثالهای گوناگون نشان میدهد که ارزش انسان به مهربانی و نیکی او به دیگران است و اگر در زمان زندگی به فکر محرومان نباشد، پس از مرگش کسی یادش نخواهد کرد.
سعدی با اشاره به زندگی حضرت یوسف (ع) که در زمان قحطی، خودش سیر نمیخورد تا گرسنگان را فراموش نکند، این نکته را یادآوری میکند که کسی که در ناز و نعمت زندگی کرده، هرگز نمیتواند درد محرومان را بفهمد. پس باید کسانی که در رفاه هستند، به فکر فقرا باشند و از آنان کمک نخواهند.
او در پایان با دو مثال زیبا، سفارش میکند که سوارهها (ثروتمندان) به حال پیادهها (فقیران) که در سختیاند، توجه کنند و هرگز از فقرا درخواست کمک نکنند، زیرا آنان خود نیازمندند.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– همدردی و کمک به فقرا، نشانهٔ انسانیت و بزرگواری است.
– کسی که در رفاه است، تا خودش درد نکشیده باشد، حال گرسنگان را نمیفهمد.
– در زمان سختی دیگران، باید به فکر آنان باشیم، نه اینکه فقط به فکر خودمان.
– از کسانی که خود نیازمندند، درخواست کمک نکنیم.
– ارزش انسان به مهربانی او با محرومان است، نه به ثروت و قدرت او.
– بزرگان و پیامبران، در سختترین شرایط، به فکر ضعیفان بودند.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید