
سَحْبانِ وائِل را در فصاحت بینظیر نهادهاند، به حکمِ آن که بر سرِ جمع، سالی سخن گفتی؛ لفظی مکرّر نکردی وگر همان اتفاق افتادی به عبارتی دیگر بگفتی. وز جملهٔ آدابِ نُدَماءِ ملوک یکی این است:
سخن گرچه دلبند و شیرین بود
سزاوارِ تصدیق و تحسین بود
چو یک بار گفتی، مگو باز پس
که حلوا چو یک بار خوردند، بس
بازنویسی حکایت سعدی (شیوایی سخن و پرهیز از تکرار) به زبان ساده و امروزی
سعدی در این حکایت به ما میآموزد که سخن گفتن هنری است که باید در آن اعتدال و تازگی را رعایت کرد. سحبان وائل، خطیب مشهور عرب، آنقدر در سخنوری توانا بود که یک سال تمام با مردم سخن گفت و هیچ کلمهای را دوبار تکرار نکرد. و اگر مجبور میشد مطلبی را دوباره بگوید، آن را به گونهای تازه و با عبارت جدید بیان میکرد تا ملالآور نشود.
سعدی سپس این نکته را به ما یادآوری میکند که در محافل و مجالس، حتی اگر سخنی بسیار زیبا و دلنشین است، باز هم نباید آن را پشت سر هم تکرار کرد. همانطور که اگر یک بار شیرینی خوردی و لذت بردی، دیگر لازم نیست مدام آن را تکرار کنی؛ زیرا تکراری شدن، آن را کهنه و بیمزه میکند. سخن هم چنین است؛ باید تازه و نو باشد تا شنونده دلزده نشود.
نتیجه اخلاقی حکایت:
– سخنوری خوب، در تازگی و پرهیز از تکرار است.
– حتا زیباترین سخن را هم اگر زیاد تکرار کنی، از ارزش آن کاسته میشود.
– در گفتگو و محافل، به تنوع و تازگی کلام توجه کن.
– مختصر و مفید و تازه سخن بگو تا مخاطب دلزده نشود.
– استادان بزرگ سخن، هیچ لفظی را دو بار تکرار نمیکنند.
💡 برای شنیدن روایت صوتی این حکایت و صدها حکایت دیگر از سعدی، مولانا، عطار و پروین اعتصامی، به همراه اجرای زیبای موسیقی اصیل ایرانی، اپلیکیشن نینوایان را نصب کنید و دنیای هنر را به گوش خود بسپارید.
دیدگاهتان را بنویسید