دسته: نیما یوشیج
-
هاد
هاد طوفان زده ست هیات دریا و انگیخته نهفت صدایی در گوشه ها نهان دریای بی کران. اندیشه های گوش ات را با گوش های پر شده ز اندیشه های دور می دار جفت. با آن صدا نهفت می باش هم نوا. با آن خبر که هیات دریای تیره گفت. دور آمدش ره و دیر…
-
باد می گردد
باد می گردد باد می گردد و در باز و چراغ ست خموش خانه ها یک سره خالی شده در دهکده اند. بیمناک ست به ره بار به دوشی که به پل راه خود می سپرد. پای تا سر شکم مان تا شبشان شاد و آسان گذرد. بگسلیده ست در اندوده دود پایه دیواری. از…
-
جاده خاموش است
جاده خاموش است جاده خاموش ست، هر گوشه ای شب، هست در جنگل. تیرگی صبح از پی اش تازان رخنه ای بیهوده می جوید. یک نفر پوشیده در کنجی با رفیق اش قصه پوشیده می گوید. بر در شهر آمد آخر کاروان ما زه راه دور -می گوید- با لقای کاروان ما، چنان کارایش پاکیزه…