دسته: غزل
-
۵۴۹. آب زنید راه را هین که نگار میرسد
شماره 549 آب زنید راه را هین که نگار میرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسد راه دهید یار را آن مه ده چهار را کز رخ نوربخش او نور نثار میرسد چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان عنبر و مشک میدمد سنجق یار میرسد رونق باغ میرسد چشم و…
-
۵۴۸. چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد
شماره 548 چشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسد حسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسد چشم تو ناز میکند لعل تو داد میدهد کشتن و حشر بندگان لاجرم از خدا رسد چشم کشید خنجری لعل نمود شکری بو که میان کش مکش هدیه به آشنا رسد…
-
۵۴۷. سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
شماره 547 سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه شود باده او را نخورم ور نخورم پس کی خورد گر بخورم نقد و نیندیشم فردا چه شود باده او همدل من بام فلک منزل من گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه شود…