دسته: غزل
-
۶۰۳. گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد
شماره 603 گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد ور زان دو یکی کم شد ما را چه زیان دارد ای در غم بیهوده از بوده و نابوده کاین کیسه زر دارد وان کاسه و خوان دارد در شام اگر میری زینی به کسی بخشد جانت ز حسد این جا رنج خفقان…
-
۶۰۲. آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
شماره 602 آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد وان کس که تو را بیند ای ماه چه غم دارد از رنگ بلور تو شیرین شده جور تو هر چند که جور تو بس تند قدم دارد ای نازش حور از تو وی تابش نور از تو ای آنک…
-
۶۰۱. آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد
شماره 601 آن عشق که از پاکی از روح حشم دارد بشنو که چه میگوید بنگر که چه دم دارد گر جسم تنک دارد جان تو سبک دارد هر چند که صد لشکر در کتم عدم دارد گر ماندهای در گل روی آر به صاحب دل کو ملک ابد بخشد کو تاج قدم…