دسته: غزل
-
۶۱۸. چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید
شماره 618 چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید چون سیر خورد مردم کی بوی پیاز آید چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر وز زخمه کون خر کی بانگ نماز آید پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک پا برکش ای کوچک تا پهن و دراز آید بگشای…
-
۶۱۷. چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
شماره 617 چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند جان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند سر از پی آن باید تا مست بتی باشد پا از پی آن باید کز یار تعب بیند عشق از پی آن باید تا سوی فلک پرد عقل از پی آن باید…
-
۶۱۶. چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
شماره 616 چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند جز پادشه بیچون قدر تو کجا داند عالم ز تو پرنورست ای دلبر دور از تو حق تو زمین داند یا چرخ سما داند این پرده نیلی را بادیست که جنباند این باد هوایی نی بادی که خدا داند خرقه…