شماره 618
چون جغد بود اصلش کی صورت باز آید
چون سیر خورد مردم کی بوی پیاز آید
چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر
وز زخمه کون خر کی بانگ نماز آید
پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک
پا برکش ای کوچک تا پهن و دراز آید
بگشای به امیدی تو دیده جاویدی
تا تابش خورشیدش از عرش فرازآید
چنگا تو سری برکن در حلقه سر اندر کن
تو خویش تهیتر کن تا چنگ به ساز آید
دیدگاهتان را بنویسید