دسته: غزل
-
۶۶۰. نثرنا فی ربیع الوصل بالورد
شماره 660 نثرنا فی ربیع الوصل بالورد حنانینا فنعم الزوج و الفرد ز رویت باغ و عبهر میتوان کرد ز زلفت مشک و عنبر میتوان کرد ز روی زرد همچون زعفرانم جهانی را مزعفر میتوان کرد به یک دانه ز خرمنگاه ماهت فلکها را مسخر میتوان کرد تو آن خضری که…
-
۶۵۹. دلم امروز خوی یار دارد
شماره 659 دلم امروز خوی یار دارد هوای روی چون گلنار دارد که طاووس آن طرف پر میفشاند که بلبل آن طرف تکرار دارد صدای نای آن جا نکته گوید نوای چنگ بس اسرار دارد بگه برخیز فردا سوی او رو که او عاشق چو من بسیار دارد چو بگشاید رخان…
-
۶۵۸. بگو دل را که گرد غم نگردد
شماره 658 بگو دل را که گرد غم نگردد ازیرا غم به خوردن کم نگردد نبات آب و گل جمله غم آمد که سور او به جز ماتم نگردد مگرد ای مرغ دل پیرامن غم که در غم پر و پا محکم نگردد دل اندر بیغمی پری بیابد که دیگر گرد این…