دسته: غزل
-
۷۳۶. گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد
شماره 736 گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد ور ز سرمستی کشیدم زلف دلداری چه شد گر بزد ناداشت زخمی از سر مستی چه باک ور ز طراری ربودم رخت طراری چه شد ور یکی زنبیل کم شد از همه بغداد چیست ور یکی دانه برون آمد ز انباری چه…
-
۷۳۵. دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد
شماره 735 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد پرده شب میدرید او از جنون تا بامداد دوش ساغرهای ساقی جمله مالامال بود ای که تا روز قیامت عمر ما چون دوش باد بادهها در جوش از او و عقلها بیهوش از او جزو و کل و خار و گل از…
-
۷۳۴. مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
شماره 734 مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد خاصه این رهزن که ما را این چنین بر باد داد مطربا این ره زدن زان رهزنان آموختی زانک از شاگرد آید شیوههای اوستاد مطربا رو بر عدم زن زانک هستی رهزنست زانک هستی خایفست و هیچ خایف نیست شاد میزن…