دسته: غزل
-
۷۳۳. ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد
شماره 733 ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد مو به موی ما بدان سر جعفر طیار باد ذرهها بر آفتابت هر زمان بر میزنند هر که این بر خورد از تو از تو برخوردار باد هر کجا یک تار مویت بر هوس سر مینهد تار ما را پود باد و پود ما…
-
۷۳۲. دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
شماره 732 دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود در هم افتادیم زیرا زور گیراگیر بود عقل باتدبیر آمد در میان جوش ما در چنان آتش چه جای عقل یا تدبیر بود در شکار بیدلان صد دیده جان دام بود وز کمان عشق پران صد هزاران تیر بود آهوی میتاخت آن…
-
۷۳۱. پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود
شماره 731 پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود از شراب لایزالی جان ما مخمور بود ما به بغداد جهان جان اناالحق میزدیم پیش از آن کاین دار و گیر و نکته منصور بود پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شد در خرابات حقایق…