دسته: غزل
-
۲۰۳. آمد بهار خرم آمد نگار ما
شماره 203 آمد بهار خرم آمد نگار ما چون صد هزار تنگ شکر در کنار ما آمد مهی که مجلس جان زو منورست تا بشکند ز باده گلگون خمار ما شاد آمدی بیا و ملوکانه آمدی ای سرو گلستان چمن و لاله زار ما پاینده باش ای مه و پاینده عمر…
-
۲۰۲. هر روز بامداد سلام علیکما
شماره 202 هر روز بامداد سلام علیکما آن جا که شه نشیند و آن وقت مرتضا دل ایستاد پیشش بسته دو دست خویش تا دست شاه بخشد پایان زر و عطا جان مست کاس و تا ابدالدهر گه گهی بر خوان جسم کاسه نهد دل نصیب ما تا زان نصیب بخشد…
-
۲۰۱. شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
شماره 201 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما ناچار گفتنیست تمامی ماجرا والله ز دور آدم تا روز رستخیز کوته نگشت و هم نشود این درازنا اما چنین نماید کاینک تمام شد چون ترک گوید اشپو مرد رونده را اشپوی ترک چیست که نزدیک منزلی تا گرمی و جلادت…