دسته: غزل
-
۲۱۲. اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را
شماره 212 اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را بریز خون دل آن خونیان صهبا را ربودهاند کلاه هزار خسرو را قبای لعل ببخشیده چهره ما را به گاه جلوه چو طاووس عقلها برده گشاده چون دل عشاق پر رعنا را ز عکسشان فلک سبز رنگ لعل شود قیاس کن که…
-
۲۱۱. باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا
شماره 211 باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا باز گل لعل پوش میبدراند قبا بازرسیدند شاد زان سوی عالم چو باد مست و خرامان و خوش سبزقبایان ما سرو علمدار رفت سوخت خزان را به تفت وز سر که رخ نمود لاله شیرین لقا سنبله با یاسمین گفت سلام علیک گفت…
-
۲۱۰. گر نه تهی باشدی بیشترین جویها
شماره 210 گر نه تهی باشدی بیشترین جویها خواجه چرا میدود تشنه در این کویها خم که در او باده نیست هست خم از باد پر خم پر از باد کی سرخ کند رویها هست تهی خارها نیست در او بوی گل کور بجوید ز خار لطف گل و بویها با…